توضیحات درباره کتاب
چگونه میتوان مطلقاً تازهوارد بود، آنگاه که هیچ «بیرونی» و هیچ «جای دیگر»ی وجود ندارد؟ مسئله بر سر چگونگی گریز از فروبستگی نیست، بلکه بر سر چگونگی گریز در بطن خودِ فروبستگی است. کاربرد پلاستیسیته نزد من — یعنی مواجهکردن نظام فلسفی و مغز — در واقع پرسشی را برمیانگیزد که نهایتاً اخلاقی و سیاسی است… زمان، بدینگونه ترسیمشده، همان صورتِ قسمی غیریت بدون تعالی است؛ یعنی نتیجهی حرکت درونیِ امر واقع. و به همان میزان که امری مخفی در طبیعت است، دیالوگی تاریخی میان روح و خودش نیز هست؛ و به این معنا، زمان در میان طبیعت و آزادی میایستد. در جهانِ جهانیشدهی ما، این امر هیچ راه برونرفتی و هیچ شکلی از خارجیت به دست نمیدهد. ما نیازمند آموختن این هستیم که چگونه بهنحوی پلاستیک با یکدیگر زندگی کنیم و اجتماعات رهاییبخش — اجتماعاتی که در نهایت مبتنی بر اندیشهاند — را شکل دهیم.
برگرفته از مقدمهی کاترین مالابو بر ترجمهی فارسی