-


باشگاه پنج صبحی‌ها

The 5AM club: change your morning, change your life


پدیدآور (ها) : ناشر : شابک : 9786222201593

نوبت چاپ 12 - رقعی (شومیز) -

تعداد صفحات :352

سال انتشار: 1402

قيمت :4499000 ريال

قيمت انتشارات طاعتی :4499000 ريال




کد کتاب:153084    محل کتاب:میز-----B20/3
موجود است

فرم درخواست کتاب : جهت خرید کتاب ابتدا بایستی فرم زیر را تکمیل نموده تا سبد خرید شما فعال شود


توجه: برای شروع خرید شماره موبایل خود را وارد نمایید

توضیحات درباره کتاب


چگونه نوابغ، غول‌های دنیای تجارت صبحشان را می‌گذرانند تا به موفقیت‌های بزرگ برسند.

فرمول ساده‌ای که می‌توانید به راحتی از آن برای زود از خواب بیدار شدن و بهره ‌گیری از الهام برای رسیدن به یک روز بزرگ استفاده کیند .

روش قدم‌به‌قدم برای استفاده از سکوت و آرامش صبح، ورزش کردن و رشد شخصی.

روشی برای بیدار شدن صبح زود از خواب، به منظور فکر کردن، ابراز خلاقیت و رسیدن به آرامش.
باشگاه ساعت پنج‌صبحی‌ها» مفهوم و روشی است که من آن را در مدتی بیش از بیست سال با موفقیت به کارفرمایان خبره، مدیرعاملان شرکت‌های بزرگ، فوق ستاره‌های ورزشی، اسطوره‌های موسیقی و اعضای خانواده‌های موفق آموزش داده‌ام.

چگونه نوابغ، غول‌های دنیای تجارت صبحشان را می‌گذرانند تا به موفقیت‌های بزرگ برسند.

فرمول ساده‌ای که می‌توانید به راحتی از آن برای زود از خواب بیدار شدن و بهره ‌گیری از الهام برای رسیدن به یک روز بزرگ استفاده کیند .

روش قدم‌به‌قدم برای استفاده از سکوت و آرامش صبح، ورزش کردن و رشد شخصی.

روشی برای بیدار شدن صبح زود از خواب، به منظور فکر کردن، ابراز خلاقیت و رسیدن به آرامش.

«کتاب‌های رابین شارما به مردم در سرتاسر جهان کمک می‌کند زندگی‌ای عالی داشته باشند. ـ پائولو کوئلیو
پیام نویسنده و اهداء کتاب

از اینکه این کتاب را می‌خوانید سپاسگزارم. صمیمانه امیدوارم که این کتاب به شکوفایی استعدادهای شما کمک کند و تحولی قهرمانانه در خلاقیت، بهره‌وری، موقعیت و خدمت به جهان هستی فراهم آورد.

«باشگاه ساعت پنج‌صبحی‌ها» مفهوم و روشی است که من آن را در مدتی بیش از بیست سال با موفقیت به کارفرمایان خبره، مدیرعاملان شرکت‌های بزرگ، فوق ستاره‌های ورزشی، اسطوره‌های موسیقی و اعضای خانواده‌های موفق آموزش داده‌ام.

نگارش این کتاب بیش از چهار سال وقت گرفته است. در این مدت به ایتالیا، آفریقای جنوبی، کانادا، سوئیس، روسیه، برزیل و مورس‌تیوس سفر کردم. گاه کلمات به روانی نسیم تابستانی به قلم جاری می‌شدند، گاه پرچم سفید تهی شدن از خلاقیت را بالا می‌بردم و در مواقعی از این فرایند معنوی مسئولیتی فراتر از نیازهای شخصی مرا به ادامة کار تشویق می‌کرد.

در این کتاب همة آن چیزهایی که باید می‌نوشتم را به رشتة تحریر درآورده‌ام. لازم می‌دانم از همة کسانی که مرا در این مهم یاری داده‌اند تا «باشگاه پنج‌صبحی‌ها» را بنویسم، تشکر کنم.

من متواضعانه این کتاب را به شما خوانندة عزیز اهداء می‌کنم. دنیا به قهرمانان بیشتری احتیاج دارد. وقتی بتوانید یکی از این قهرمانان باشید، چرا باید انتظار بکشید! از همین امروز شروع کنید.

با عشق و احترام

رابین شارما

«تا ابد فرصت داریم که پیروزی‌هایمان را جشن بگیریم، اما برای به دست آوردن این پیروزی‌ها، چند ساعتی بیشتر وقت نداریم.» - آمی کارمیکل

«برای آنچه ارزشمند است، هرگز دیر نیست. درمورد خودم بگویم که خیلی زود است به آن کسی که می‌خواهم باشم برسم... امیدوارم آن‌طور که می‌خواهید زندگی کنید و اگر می‌بینید که نمی‌کنید، امیدوارم این توانمندی را داشته باشید که همه چیز را از نو شروع کنید.» - اسکات فیتز جرالد

«برای آن‌ها که موسیقی را نمی‌شنوند، کسانی که می‌رقصند، دیوانه هستند.»
- فریدریش نیچه

فصل 1

اقدام خطرناک

تفنگ بیش از اندازه خشن، طناب دار بیش از اندازه قدیمی و تیغة چاقو برای زدن رگ مچ دست، بیش از اندازه بی‌صداست؛ بنابراین این سؤال مطرح است که چه عاملی سبب شده است زندگی او که زمانی باشکوه و موفق بوده، به‌سرعت با کمترین دردسر و بااین‌حال با حداکثر تأثیرگذاری به انتها برسد؟

تا همین یک سال پیش، شرایط تا حدود زیادی امیدوارکننده بود. کارفرمای غول قسمت خود به شمار می‌آمد؛ یک رهبر، یک بشردوست. او اواخر دوران 30سالگی را می‌گذراند و سرپرست یک شرکت فناوری بود که آن را در خوابگاه خود در کالج بنیانگذاری کرده بود. او می‌خواست با تولید کالاهایی که مشتریان به آن احتیاج داشتند، در بازار بروبیایی ایجاد کند.

اما حالا غافلگیر شده بود و در اثر حسادت و خباثت دیگران که مالکیت او را بر تجارتی که عمری وقت صرف آن کرده بود، زیر سؤال برده بودند، مجبور بود شغل دیگری برای خودش پیدا کند.

شقاوت این حوادث برای کارفرما قابل‌تحمل نبود. در پسِ ظاهر خشک و سرد او، قلب دلسوزی می‌تپید. او احساس می‌کرد زندگی به او خیانت کرده است؛ معتقد بود شایستة چیزی بیش از این‌هاست.

به فکرش رسید یک شیشه پر از قرص خواب بخورد. با خودش فکر می‌کرد که با خوردن این قرص‌های خواب همه چیز به‌راحتی تمام می‌شود؛ باید از این درد و رنج نجات پیدا کند.

بعد نگاهش به چیزی روی بوفة از جنس بلوط در اتاق‌خواب یک‌سره سفیدش افتاد. بلیتی برای شرکت در یک همایش رشد و اعتلای شخصی که مادرش به او داده بود. کارفرما معمولاً به کسانی که در این قبیل همایش‌ها شرکت می‌کردند، می‌خندید و آن‌ها را بال‌های شکسته خطاب می‌کرد. می‌گفت آن‌ها دنبال یک مرشد کاذب می‌‌گردند تا آنچه خود دارند را از او بگیرند.

شاید زمان آن رسیده بود که در انکارش تجدیدنظر کند. گزینه‌های چندان زیادی نداشت؛ یا باید به امید رسیدن به آرامش در همایش شرکت می‌کرد، یا آرامش را در یک مرگ فوری و راحت جست‌وجو می‌نمود.