توضیحات درباره کتاب
قهرمان داستان «تهوع»، روکانتن، مردی که در اوج متافیزیکی خارقالعاده به سر میبرد، از اوهام بیمعنایی لبریز میشود. او در صحنهای با نیروی مضحک و وحشتناک فرو میپاشد. زندگی در شهر، محبتهای تجاری و خشکه مقدس آن، آشکارا غیر قابل قبول است. روکانتن پی میبرد عشق به سفر، ماجراها و تجربة عینی بیارزش است. نه تجربة جهان خارج و... نه تامل در جهان درون نمیتواند به زندگی او معنا ببخشد. روکانتن در رنج خویش به هیچ تقلیل مییابد، به حالت تهوع آگاهی از هیچی. به هر حال رنج کشیدن پیشدرآمد الزامی برای اثبات مجدد خویشتن است، همانگونه که فلسفه و عقل سلیم اذعان میکنند. اما سوال اینجاست که «راه برونشد» روکانتن چیست؟ و سارتر در این داستان به پاسخ آن میپردازد.